کتاب مسئولیت وسازندگی مرحوم صفائی حائری
سمیعی
یا بصیر
کتاب " مسئولیت و سازندگی " علی صفایی( عین.صاد ) کتابی است متشکل از یک مقدمه و 10 فصل. این کتاب به گونه ای آغاز گر و بنیان آثار دیگر او محسوب می شود:
" ... من در نوشته هایم براساس همان طرح کلی که در ذهن داشتم و نظام تربیتی را مقدم بر نظام های فکری، عرفانی، اخلاقی، حکومتی،سیاسی، اقتصادی، حقوقی،قضایی و جزایی می دانستم، از "مسئولیت و سازندگی " آغاز کردم ... "
در مقدمه مطرح می شود که انسان و مذهب هر دو از آزادی و تفکر آغاز می شوند و در نتیجه آن به شناخت ها ( جهان بینی ) و آرمان ها ( ایدئولوژی ) می رسند و براساس این دو اصل معرفتی و عقیدتی به نظام ها و احکام.
با این وصف تفکر خط اول است و اما تفکر مسئله هایی را در پی دارد : مواد فکری ( تجربه و تدبر) و نقد و سنجش( تعقل) و شکل فکری ( منطق صوری )و روش فکر کردن (آزادی، آموزش و یادآوری)
مجموعه این مطالب می شود تربیت و نظام تربیتی.
با توجه به مشکلات و کمبودهایی که ایشان در این زمینه حس می کرده این مجموعه نوشته شده است.
در فصل نخست به بحث مسئولیت می پردازد. زیر بناهای مسئولیت و این که مسئولیت در جهانی مطرح است که شعوری حاکم باشد و نوع مسئولیت ( نیازهای خلق به عنوان خانواده خداوند) و راه شناخت مسئولیت و وظیفه ( اولویت بندی در نیازها و کارها) بحث می شود.
در فصل دوم ایشان تربیت را که شدیدترین نیاز خلق است مطرح می کند و با تعریف تربیت (از بشر آدم آفریدن که آدم کسی است که بر تمام استعدادهایش حکومت دارد و رهبری دارد و به آنها جهت می دهد / آدم موجودی است که از سطح غرایز بالا آمده و در حد وظیفه و انتخاب زندگی می کند) و بررسی امکان تربیت و شکل تربیت انسان و انتخاب گزینه مناسب برای انسان در میان گزینه های مختلف ( با شعارها داغ کردن و با تلقین حرارت دادن – شاخ و برگ دادن و در سطح کاویدن – به دوش کشیدین و بغل کردن – کلید ها و ملاک ها و روش ها را عرضه کردن و زمینه انتخاب را فراهم آوردن ) و درنهایت گستردگی مسئولی تربیتی در کنار تمامی شغل ها و فعالیت ها، بحث دنبال می شود.
" هر کس در هر کجا می تواند مربی و سازنده باشد... مسئله این است که ما به چای ها، آجرها، درها و دیوارها، بیش از هر چیز فکر کرده ایم و خود را در زندگی بسته خود محبوس ساخته ایم و در قبرستان تکرارها مدفون نموده ایم و باکمان نیست که پوسیده ایم و از دست رفته ایم و خودمان بزرگترین مجهول مانده ایم "
در فصل سوم پیرامون این مسئله بحث می شود که مربی کیست ؟ پاسخ به این سوال وابسته به نوع نگاهی است که ما به انسان و عالمی که او را در آن تعریف می کنیم داریم. اگر انسان را بیش از این هفتاد سال و عمیق تر از یک دهان و یک تن ببینیم، مربی به گونه ای متفاوت تعریف خواهد شد و در این شرایط است که جز آگاه به این کل و مهربان به این خلق نمی تواند مربی او باشد. ضرورت مربی و آموزش در جهان قانونمند و پیچیده مطرح می شود و در نهایت نقش های مربی ( آزادی دادن به انسان یا تزکیه، آموزش و تعلیم و در نهایت تذکر و یادآوری ) در رابطه با هدف تربیت و متناسب با ساخت و بافت انسان برشمرده می شود
در فصل چهارم از روش تربیتی اسلام گفتگو می شود. این که انسان اسارت هایی دارد ( غرایز – حرف های خلق - جلوه های دنیا – شیطان )و این کشش ها و اسارت ها تنها با کششی بزرگتر و عشقی برتر علاج می شود. این عشق با شناخت و معرفت بدست می آید این جاست که تفکر مطرح می شود که تفکر به شناخت می انجامد و شناخت به محبت و محبت به حرکت و عمل و آزادی و رشد و تکامل.
شناخت و انتخاب و عمل نتیجه تدبر و تفکر و تعقل است و این هر سه محتاج کسی است که رهبری آنها را بنماید. این شخص همان مربی است با همان سه نقش ( تزکیه و آزادی دادن به فکری که گرفتار و اسیر است و آموزش برای روش تدبر و مطالعه و طرز تفکر و در نهایت تذکر و یادآوری برای انسانی که در معرض غفلت ها و وسوسه هاست)
در ادامه هر یک از این سه نقش توضیح داده می شود و آزاد اندیشی در بخش نخست و آموزش راه و روش بهره گیری از استعدادهای گوناگون در بخش دوم و در نهایت تذکر و مباحث پیرامون آن مطرح می شود.
در پایان فصل، تدبر و تفکر و تعقل به عنوان سه ابزار مطرح و پیرامون هر یک به تفصیل بحث می شود.
در فصل پنجم روش ها و راه های گوناگونی را که انسان برای شناخت هستی دارد مطرح می شود ( تخیل – تفکر- تجرد- استدلال و اشراق- آزمایش و آمار- آزمایش و نمونه برداری- نظریه و استدلال- شناخت جامع و در نهایت روش اصول )
در فصل ششم مروری بر جهان بینی اسلامی داریم. جهان بینی یعنی بینش انسان و نگرش او به هستی و انسان و نقش انسان در هستی. با توجه به تنوع و کثرت این بینش ها، محتاج کلید هایی هستیم که بتوانیم فعالانه نقش داشته و انتخابگر باشیم. ایشان کلید این آشفته بازار را در درون انسان می داند و نقطه آغاز را در درون انسان و با تفکر در انسان و استعدادهایش دنبال می کند.
پنجشنبه 21 شهریور1387 ساعت: 18:43 توسط:سمیعی
در فصل هفتم از آرمان های انسان که متناسب با شناختی است که از خویش داریم بحث می شود. در این فصل آرمان هایی که بشر در مکاتب مختلف ودر دوره های مختلف حیات و تاریخش پیگیری و رصد کرده نقد می شود و از افق هایی که اسلام ترسیم می کند و راه هایی که براساس جهان بینی خاص آن ( فصل 4 ) بدست می آید بحث می شود.
در فصل هشتم پیرامون شکل های مختلف حرکت متناسب با هدف، طرف و شرایط گفتگو می شود و شاخه های مختلف سازندگی ( معاشرت – عمل – ارشاد – طرح سوال ) طرح می گردد. در ادامه بر این اساس که هر جامعه ای از دو اقلیت ( مصلح و مفسد ) و اکثریت همج رعاء تشکیل شده به این نتیجه می رسد که برای اصلاح جامعه باید با این اقلیت ها مشغول شد و در ادامه نشانه های اقلیت صالح و مصلح ( طلب و تسلیم ) برشمرده می شود و طرز برخورد با این گروه ( بینات و کتاب و میزان) توضیح می یابد.
در فصل نهم روحیه های مختلف طبقه بندی و دلیل رسیدن به این حالت در آنها و در نهایت طرز برخورد با آنها مطرح می شود. این روحیه ها در سه قالب کلی 1- مرده ها ( آنهایی که رشدی نمی کنند و تکانی نمی خورند) و 2- کرها ( آنهایی که امکان رشد دارند اما نفرت ها و بدبینی ها و شک ها و یاس ها و عقده ها و ضربه ها و سرخوردگی ها و پوچی ها، آنها را اسیر کرده و فراری بار آورده است ) و 3- کورها ( بی شخصیت هایی که بر اثر تربیت یا وارثت یا غذا یا محیط در خود شکسته اند و پاهاشان شکسته و حال رفتن ندارند) مطرح می شود و در ادامه 10 روحیه مختلف در این سه طبقه بررسی می شود و نویسنده متناسب با هر روحیه، از برخوردهای تربیتی، مدل و مثال هایی ارائه می دهد.
در فصل دهم از هنگام تربیت ( چه کسی ؟ چگونه ؟ با که ؟ ) سخن به میان می آید. در این فصل نحوه 1- ارزیابی و شناسایی از طریق علامت ها و برخوردها و لطافت ها 2- آشنایی و دوستی 3- جذب و صمیمیت و 4- زمینه سازی مطرح می شود.
وب سایت پست الکترونیک
به سوی صراط ...